کدامين سو
گیجی... این روزها معانی گاه انقدر عجیب می نمایند ٬که شگفت زده می شوم! - حتی بدیهی ترین چیزهای گذشته- انگار چیزی٬جوابی ٬راهی می خواهد گشوده شود ٬ولی نمی تواند از انبوه معانی ای که می فهمد و نمی فهمد٬می داند و نمی داند٬راهی بیابد..... یک حس عدم تعا دل بین هست و نیست... پیوست:هیچ کس نمی تواند حقیقت را پیش خود نگه دارد٬حتی در سیاهچال یک فرمول. حقیقت را نمی توان صا حب شد٬تنها می توان آن را زندگی کرد.(از کریستین بوبن) و زندگی یعنی؟؟یک مفهوم ٬ یک معنی ٬ نمی دانم....
نوشته شده در یکشنبه ۱٤ امرداد ۱۳۸٦ساعت
۱٢:٥۸ ق.ظ توسط زهره نظرات () |
| Design By : Night Skin |

